تبليغاتX
freinds girls and boys
     
 

freinds girls and boys

 

سلام دوستای عزیزم من ملیکا هستم 17 سالمه
اینجا دختر و پسر واسه من هیچ فرقی نداره
همه جز دوستای گل من حساب میشن
امیدوارم اوقات خوشیو اینجا سپری کنید

 

نويسندگان

melika

ملیکا

سمیرا

 

دوستان

دوستانه

کیوان ساکت اف

تبسم یک نگاه

سراب

غربت گلها

بازهم ارتباط

man va farid

پرسپولیس قهرمان محبوب کل جهان

دلادیوانه شو دیوانگی عالمی دارد

مردتنها

تورا حس می کنم ای همیشه اینجا

عشق ماشین

کلبه تنها

اتش قلب

بزرگترین سایت عکس وجک واس ام اس

سی تیه کلام

*****ستارگان بزرگ*****

apocalyptica

عشق من

مملکه الحب

بنت الفوس

به آغوش بی کنیه ای تشنه ام

عکس شادمهر

جایی برای دلنوشته ها

یک سال کافی بود

عکس عاشقانه

عاشقونه

مشکی تنها

::..تفريحستان..::

مجله فرهنگی سیاه مشق

ای کوه پرغرور من سنگ صبور تومنم

فیگو اسطوره فوتبال

وبلاگ شخصی من

donyaye khande1

nazanin jon

taraye azizam

حنانه جون وآفا وحیدگل

Persian Boy

Kamran-Hooman-Persian RAP

کلبه ارغوانی

S U N LOVE

هرچی که توبگی

tabasom va parmida jon

ملیکا جون

!!!!!!!!!........!!!!!!!!

محسن افشانی و ما(پریچهر جون)

اشکهای پنهونی

(IRANN)

کتایون جون

من و تو

رئال مادرید

((آبنباتهای رنگی ستاره))

رومن تاک

الهه(محسن عسیسم)

رویای خیس(هنگامه جون)

پسر خوزستانی

روزگارم بر خلاف ارزوهایم گذشت(بی)

ژولی پولی

بازی

محرم اسرار شما

حسین مخته

پسر های شیطون

تیک تاک..تیک تاک

سپیده ی سحر

breat

اقا سعید(به نام انکه میپرستی)

قالب وبلاگ

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

 

Weblog Themes By Pars Theme

     
 

تا تابستون بعدی بای بای

 
سلام دوست جونیایه نانازی خودم به دلیل باز شدن مدارسه کوفتی من دیگه اپ نمیکنم تا تابستونه ساله دیگه دلمم نمیاد بگم این وبمو واسه همیشه تعطیل میکنمپس میزارم بمونه تا تابستون ساله دیگه خاک بخورهشمام اگه کامنت میزارین بزارین و اگه اپ میکنین خبرم کنین من حتما سر میزنم نظرم میزارمولی خودم اپ نمیکنم چون وقت نمی کنم میخوام امسال خر خونی کنم در حد لالیگا دوستون دارم یه عالمههههبای


سی و یکم شهریور 1388 |

 
     
 

خاطراتم

 
سلام میدونم خیلی خیلی دلتون برام تنگ شده بودمیدونید دکتر بم گفته دچار بیماریه خود تحویلگیری شدم

دیشب داشتم دفتر خاطراتم رو می خوندم خیلی وقت بود توش چیزی ننوشته بوم بعضی جاهاش خیلی خنده دار بود تک تکشونو خوندمو کلی خندیدم پیش خودم گفتم اگه یه روزی یکی بیاد اینارو بخونه پیش خودش میگه این دختره چه قدر اوسکلهخندم گرفته بود به این که بعضی وقتا چه قدر ساده بودم یه سری موضوعاتو چه قدر الکی جدی میگیرفتمثلا جریان قهرم با دوستم پریساو اینکه بعد این که اشتی کردیم دوتایی چه قدرتو حیاط مدرسه گریه کردیم و من چه قدر این موضوع رو با اب و تاب نوشته بودمطوری که اون روز در حال نوشتنش گریم گرفته بود وتازه اشکمم رو اون صفحه جاش مونده بودخداییش خیلی اوسکلم

یامثلا این یه تیکه از خاطره ایه که اون روز با مامانم دعوام شده بود رفتم تو اتاق درم مهکم بستم نشستم واسه خالی کردنه خودم جریانو نوشتم اخه من همیشه با نوشتن اروم میشماین یه تیکشه:اه اه اه این مامان نرگس منم خیلی بچه س بعضی وقتا فکر میکنم اندازه نخدم عقل ندارهاخه تو که میدونستی با بچه ت این قد لج میشی و هی بش گیر میدی خوب دنیام نمیاوردی ایییش...بعضی وقتام از دست خودم عصبانی میشدم مثل این یکی:خاک تو سرت ملیکا باشه؟؟؟بگو باشه دیگهاین قدر بدبختی که نتونستی یه ذره از خودت دفاع کنی حالام حقته بشین مثل خاک تو سرا گریه کناین خاطرمم نشو میده بعضی وقتا حسابی خل و چل میشمولی باور کنید خل نیستما حامد یکی از بچه محلامونه که خیلی نازهیه مدت کل بکسمون تو کفش بودن این یکی به اون مربوط میشه:امروز سه شنبه بود خیلی فاز داد من و نگار و پریسا رفتیم ددریبعد حامدو دیدیم با یکی از دوستاش بود اول میخواستیم بریم کافی شاپ ولی حامد داشت میرفت نصرمام مثل دختربازا ..ا ببخشید پسربازاافتادیم دنبالشونولی دیگه این قد تابلو کردیم حامدخودش فهمید مام گفتیم زشته مردم چی میگنبرگشتیم که یهو من برگشتم دیدم اونا افتادن دنباله ماحالا ما سه تارو بگو از سرش یه دعوایی کردیم که نگو ونپرسیکی میگفت واسه من اومده یکی میگفته کی گفته احتمال زیاد واسه منه

گاهیم خیلی عشقولانه میشدم:دور و برم پر شده از عشقا و حرفای دروغ دروغایی که تو لباسه صداقت ظاهر میشن...

خلاصه اینارو نوشتم که بدونید دفتر خاطرات چیزه خوبیه بعضی وقتا خیلی اموزنده میشن خیلی از این خاطراتو فراوش کرده بودم.با خوندنشون بازم واسم زنده شدن راستی این مدرسه ها چرا میخواد باز شهاه داریم حالمونو میکنیما اخه کی حوصله داره ۶ صبح از خواب نانازیپاشه بره مدرسه قیافیه این معلما رو نگاه کنه خیلیا الکی میگن دلمون تنگیده واسه مدرسه من که دلم اصلا تنگ نیست تازه خیلیم گشاده

بوووس بای

Emo-graphics-hi5-62.jpg image by decnote


هفتم شهریور 1388 |

 
     
 

دزدی

 
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام چطور مطورین جیگملااراستش یه چندباری تو این مدت خواستم اپ کنم که از خوش شانسیه بیش از حدی که دارم موفق نشدمیه بارش که اپ کردم تا خواستم ثبتش کنم برق محترمه خونمون فرتی رفت بعد من قیافم اینجوری شدیه بارم که کارت تموم کردم یه بارم حواسم نبود صفحه رو کلا بستمحالا یه دست به افتخار این شانس بزنین  خیلی نارحتم تابستونه نانازی داره هی تموم میشه ای خداااااااا به قول برو بکس زدبازی متنفرم از ته دل من از اول مهر تو این اپم میخوام یه خاطره ی اموزنده ثبت کنم واستون

قضیه از این قراره که چند وقت پیش یکی زنگ خونمونو زد من رفتم جواب دادم گفتم بله؟از لهجه ی خواصو طرز حرفیدنش فهمیدم گداسولی طبق معول یه کلمه از حرفاشو نفهمیدماخه اگه دقت کرده باشین گدا جماعت یه جوری حرف میزنن من از بچگی با حرف زدنه اینا مشکل داشتم

خلاصه منه گاو درو باز کردمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comبعد رفتم پایین یه دختره بود تقریبا هم سن خودم دیدم باز شروع کرد حرف زدن با همون لهجه که من از کل حرفاش فقط امام حسین کمکت کنشو فهمیدمبعدسرو وعضشو که دیدم حس انسان دوستیم گل کرد بدوبدو دوویدم بالا گفتم مامی هفت هشت تومن رد کن بیادمامانم گفت وا واسه چیته؟جریانو گفتم مامی گفت ملیکا جون خر نشو اینا از منو تو مایه دار ترناتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comمنم گفتم نه مامان ندیدی که چه قد گناه داره خلاصه از مامان شیش تومان گرفتم رفتم دادم دختره کلی دعامون کرد و منم با کلی خوشحالی از کاری که کردم رفتم بالا بی خبر از همه چی تازه تو دلمم میگفتم این مامان چه سنگ دله که این حرفارو میزنهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comخبر نداشتم که چی شدهخلاصه فرداش قرار گزاشتیم با دوستام بریم بیرون که یهو دیم کفشام نیستتازه خریده بودمش مثل قرص ماه بودارفتم بالا گفتم مامی کفشاو ندیدی؟مامانم یه کم فکر کرد گفت ملیکا خاک تو سرت میگم درو رو اینا باز نکنمنه گاوم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comکه اصلا تو باغ تشریف نداشتم گفتم وا مگه رو کی باز کردم؟؟مامی گفت رو اون دختره ی دزدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comکه یهو یادم افتاد کلی تو دلم به خودمو اون دختره که خدا نکنه دستم بش برسه فحش دادم شیش تومان که دادم هیچ کفشامم که ۳۸تومان خریده بودم دزدید برد فقط مونده بود یه دست سواری بش بدمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نکات اموزنده:به گدا جماعت کمک نکنیداگه کردین درو باز نکنید یا اگه دور باز کردین کفشاتونو جمع کنید مخصوصا اگه تازه خریدین تا حالتون مثل العانه من نشهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

من برم تا سه تا لنگه کفش تو سرمنخرده بابایتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

اشتباهي كه همه عمر پشيمانم از آن

اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم

پيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت ..... ؟!

خودمانيم ... !!!

زمين اين همه نامرد نداشت!

 


نوزدهم مرداد 1388 |

 
     
 

جوجو

 
سلللللللللووم .... چه خبرا واااااااای من چه بی معرفتم نه؟ببخشید که خیلی کم میاما میدونم خیلی دلتون برام تنگیده بود(خود تحویل گیری از نوع حاد)راستش تو این مدت خاطرات تلخ و شیرین زیادی رخ داد که از تلخاش این بود که اردک ناز نازیم مردخیلی بهش عادت کرده بودم این قدر گریه کررددددم که نگو و نپرس...نپرس دیگههههعکسشو نیگا کنین خیلی سعی کردم اینجا بزارم نشد این عکس یه جوجو دیگس ولی اون گوشه ماله خودمه ببینین چه موجود ملوسی از کتم رفت.

..داریم روزای تقریبا بدون دغدغه ی تابستونو میگزرونیم امسال که گل کاشتم هیچ گونه تکونی به خودم نمیدمنه کلاسی ...تنها کاری که میکنم

اکسیژن میگیرم کربن دی اکسید پس میدمدیگه کار مهمتر از این ؟دیروز با نگار دوشتم رفتیم بیرون یه چرخی تو شهر بزنیم که نمیدونم چه اتفاقی افتاده بود پسرا مثل کسایی که دختر ندیده باشن شده بودن یا شماره میدادن یا متلک میپروندنتا خونه بدو بدو برگشتم نمیدونم چی شده بودا شاید به خاطر این بود که دیروز یه نمه تریپ زیادی خفن بوداصلا بی خیال ...من برم تا دو سه تا فحشه دیگه نثارم نشدهراستیی بفرمایین خرما مجازی واسه اردکمه

زیاد نخورینا رو دل میکنین

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....

تا بعد، بهتر می شود ....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی

این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم

میدونم واسه جوجوام گریه نمیکنید این شعرو نوشتم که یاد عخشاتون (همون عشقاتون)بیوفتین گریه کنین ما میریزیم به حساب جوجوامبابای 

 


سی ام تیر 1388 |

 
     
 

جونی..

 

آخ كه چقدر دلم  واسه چرت و پرت گفتن تو وبلاگم تنگ شده بود،از همين تيكه اولشم معلومه اومدم چرت بگم.

بالاخره اين  ترما تموم شد.خودم كه همشو خراب كردم ديگه بايد ببينيم اين معلمای مهربونمون قراره چه گلي به سرمون بزنن.حالا ديگه مي شينم واسه اونايي كه هنوز امتحان دارن دعا كنم هرچند مي گن دعاي گربه سياه بارون نمياد ولي به قول يكي من دعا رو مي كنم ديگه شما خودتون با خدا حساب كنين.

اينقدر ذوق زده از تموم شدن امتحانام كه يادم رفت سلام و احوال پرسي كنم.حالا سلام.خوبين؟روزگارتون چطوره؟اگه امتحان دارين كه فكر نكنم زياد خوب باشين.ولي ايشالله خوب باشين و خوش بگذره.

خوب تو اين مدت خيلي اتفاقا افتاد كه  اگه مي خواستم واسه هركدومش يه مطلب بذارم اينجا پر پر شده بود هم اينكه وقت اينكه بيام بنويسم و آپديت كنم نداشتم. ولي خدا رو شكرهمش به خير و خوبي تموم شد.ولي يكيش هست كه هنوز معلوم نيست چي ميشه.اما حالا كه من قراره واستون دعا كنم شما هم دعا كنين اين مشكلمم خوب تموم بشه.

دوتا اردک خریدم اینقدر نازنهمش از سرو کولم بالا میرن خیلی باحالن ...بعد جونم براتون بگه این روزا همش واسه حمایت از موسوی تو خیابوناییمهمش کتک میخوریم تهران این روزا غلغله ایه که نگووووو البته این که میگم کتک میخوریم من کتک نخوردمامن فقط میدووام تا این پلیسای محترم نگام میکنن فرار میکنم اخه خیلی میترسم خیلی بد میزننراستی این روزا یکی عاشقم شده که خودم قبلا میمردم واسش  باورتون میشه یه روز خودش اومد بهم پیشنهاد دادخوب منم قبولیدم

ديگه جونم براتون بگه ...

حالا وقت واسه چرت و پرت گفت بسيار است.پس تا 2-3 تا لنگه كفش تو سرم نخورده  برم كه زيادي حرف زدم.......

اتل متل جدايي،

عروسكم كجايي؟

گاو حسن پريشون،

يه دل داره پرازخون،

عشقم رفت هندستون،

خونه ام شده قبرستون،

يه عشق ديگه بردار،

يه دنياغصه بردار،

اسمشو بذاربچگي،

تااخرزندگي ...

هآچين وواچين تموم شد،

عمرمنم حروم شد....

 

روزی که دلم پیش دلت بود گرو 


 دستان مرا سخت فشردی که نرو

روزی که دلت به دیگری مایل شد

کفشان مرا جفت نمودی که برو!!!

 


بیست و پنجم خرداد 1388 |